|
شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این شقایق با نگاه سرد پرپر می شود چگونه چگونه بی تو بودن را باور کنم گرمی دستانت گرمابخش زندگيم بود بيا و بار ديگر به رويم لبخند بزن يک بار ديگر نگاه عاشقانه ات را بر من بيفکن بيا و مهرت را نثارم کن نمی خواهم دلتنگ بميرم + نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387 18:53 توسط وروجکها |
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 16:15 توسط وروجکها |
در آسمان زندگی خویش جستجوگر ستاره ای بودم بالاتر از آسمان ها بالاتر از تمامی ستارگان به روشنی دریا و به درخشندگی خورشید یافتم آنچه را میخواستم تو بودی مهربانم 000
(نظر نشه فراموش لامپ اضافه خاموش )
خدایا به آنان که ارعای بندگی تو را دارند بیاموز که د ل شکستن بزرگ ترین گناه است 000
خوشگلان سنگ دلند رحم ندارد دلشان باید ازجان گذردهر که شود عاشقشان
اسمان وقت نگاهت گل من مانده ام چشم به راهت گل من هر کجا هستی و بودی باشی گویم که خدا پشت و پناهت گل من لطفا نظرات خود را وارد کنید بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبالتو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ای پادشه خوبان دا داز غم تنهایی دل بی توبه جان آمد وقت است که بازایی ای دردتو همه درمان در بستر بیماری ای یاد تو هم مونس در گوشه ی تنهایی مشتاقی و مهجوری دور ازتوچنانم کرد کز دست وبخواهد شد پایان شکیبایی درآخر کلام دادن نظر + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 17:17 توسط وروجکها |
|